Claudio Piredda رویای خود را با طعم دادن در کامبوج تاج گذاری می کند

MILAN – قهوه و ایتالیایی ها: پیوندی فرهنگی ، تاریخی که از عادت ها تشکیل شده است و همچنین بسیاری از مکان های مشترک. واقعیت باقیمانده است که وقتی صحبت از برشته شدن می شود ، تعالی ایتالیایی که غالباً سابقه اشتیاق دارند فقط می توانند به ذهن بیایند. همان شخصی که کلودیو پیریدا را در کامبوج بسیار دور کرد ، تا این حرفه را تمرین کند و عشق به مواد اولیه صادر کند. ما داستان را از سایت kongnews.it می خوانیم.

Claudio Piredda: هنگامی که رویاها شما را دور می کنند

“کلودیو ، باستان شناسی دانشکده ثروتمندان است”. مشخص است ، “والدین بیشتر و بیشتر کودک می بینند. در سال سوم ، بعد از چند تجربه بین حفاری ها و نه امتحان از فارغ التحصیلی ، من از دوره بازنشسته شدم. ” این 1000 است و در بیش از بیست سال دیگر کلودیو پیریدا بازگشت به انجام تنها کاری که احساس می کند قادر به انجام آن است: نقاشی.

کلودیو پیریدا به عنوان نقشه بردار از Cattaneo ، یک موسسه فنی در شهر خود ، میلان فارغ التحصیل شد. او حتی در سالهای دانشگاه ناتمام با مداد در دست خود زندگی می کرد. “آنها مرا به این نتیجه رساندند که یافته هایی را که در حفاری ها پیدا شده ام ترسیم کنم.”

تغییر دوره طبیعی است

“من مطمئن نبودم که می توانم آینده ای را ببینم ، اما من در یک مدرسه طنز ثبت نام کردم و … اینجا یک لب به لب زیبا آمده است.” یک شب با دوچرخه از مدرسه برمی گردم تا با یک خبر خوب با یک دوست دیدار کنم. “او به تازگی وارد ایستكاك شده بود و اندكی پس از آنكه به من پیشنهاد داد كه در تورهایی شركت كنم كه در آن هنرمندان مجبور شوند در رویدادهای مختلف كوله پشتی بکشند.”

مراحل Eastpak اغلب در تعطیلات آخر هفته انجام می شود ، “بنابراین من در یک پذیرایی شغل پیدا کردم که برای مد میلان خدمات انجام می داد. در آنجا رویکرد من به دنیای کافه تریا و پذیرایی آغاز شد. “

در 2011 ، کلودیو پیردا کار خود را در گوگول آغاز می کند و & amp؛ شرکت ، کافه تریا کتابفروشی یکی از بهترین دوستان وی

در زمان آزاد خود کلودیو با شریک زندگی خود به جهان سفر می کند ، جزیره ای از جنوب شرقی آسیا بسیار تحت تأثیر قرار می گیرد: کوه Phangan ، تایلند.

پس از دو سال کار در کافه تریا ، “من تصمیم گرفتم که زمان مناسب برای ترک مجدد باشد. برگشتم به کوه فنگان ، جایی که دوستی کرده بودم و خودم را خیلی خوب پیدا کردم. نه اینکه در ایتالیا احساس بدی کردم ، اما زندگی در یک جزیره گرمسیری بت پرستی است. هر روز خوشبختی بود ، حتی فقط رانندگی اسکوتر در فضای سبز سرریز این مکان مسحور “.

بعد از یک دوره عالی از aggrado – “تقریبا یک سال” ، کلودیو پیریدا می خندد – جلسه ای که زندگی او را تغییر می دهد در کوه فانان اتفاق می افتد: تماس دوستی که به همراه برادرش وارد می شود و یک پروژه خوب.

آنها به او پیشنهاد می کنند که دو رستوران و یک بستنی فروشی را با یک کافه در سیمیا ریپ و پنوم پن ، کامبوج افتتاح کند

“من فقط یک بار به کامبوج رفته بودم ، اما می دانستم با دانستن اینکه کوه فانگان همیشه در آنجا منتظر من بود ، می خواهم یک ماجراجویی جدید انجام دهم.” بنابراین در 2011 کلودیو پیراده موافقت کرد که جزیره رویاهای خود را ترک کند تا مدیر لابراتوار Gelato ، یک فروشگاه بستنی و کافه صنعتگر شود 1000 کیلومتر از خانه.

در مدت کوتاهی یک پیشنهاد جدید فرا می رسد: یادگیری کباب قهوه ، با ایده فروش آن نیز در هتل ها و رستوران های شهر

“بنابراین آنها مرا به بهترین مدرسه تایلندی ، FABB ، تنها مدرسه مجاز به صدور گواهینامه های معتبر در سراسر جهان فرستادند.” بنابراین کلودیو پیردا به تایلند ، به چیانگ مای در شمال کشور باز می گردد. دوره کباب توسط صاحب مدرسه ، زن ظریف همسر سابق وزیر تایلندی برگزار می شود که طی سالها یاد گرفته بود قهوه را در فلورانس کباب کند “او به من لایك كرد و در طی دوره او تبدیل به مادر آسیایی من شد.”

به مدت دو ماه پس از این دوره ، او را در خانه عظیم خود میزبان کرد تا انواع بسیاری از Arabica را نان تست کند و برخی از ترفندهای تجارت را بیاموزد ، “من بالاخره چیزی را پیدا کردم که دوست داشتم و می توانستم کاری انجام دهم ، دنیای جدیدی را گشودم”

عشق و کباب برای کلودیو پیردا

پس از طی دوره فشرده ، او برای شروع اولین كباب به كامبوج ، به سیمیا درو باز می گردد. چند ترکیب قبل از طعم تازه قهوه بو داده ، دو ترکیب را بسیار مورد توجه مشتریان قرار دهید. روزی مشتری مشهور فرا می رسد: سرآشپز کامبوجی لوو منگ ، که به نظر می رسد از بستنی های ساخته شده با ماشین های کارپگی و ترکیب قهوه بو داده قدردانی می کند. “پس از چند روز ایمیلی با پیشنهاد ایجاد یک کباب قهوه در Phnon Penh ، پایتخت ، جایی که او مدیر عامل شرکت بادام گروپ ، کنسرسیوم مهمان نوازی (هتل ها و رستوران ها) است ارسال کنید.”

تنظیم در پایتخت دوام چندانی ندارد ، راه اندازی برشته جدید ، بزرگتر و جاه طلب تر به زمان و انرژی نیاز دارد. “در Siem Reap من مقادیر کمی کباب کردم ، در اینجا ما با 90 کیلوگرم در ماه ، برای هتل ها و رستوران های گروه شروع کردیم!”. ترکیبی از مهاجران – خارجی ها – و سپس نان تست ایتالیایی برای اسپرسو و کاپوچینو ، “و سپس از من خواسته شد تا طعم افراد محلی را درک کنم”. کلوديو به عادتهاي نوار کامبوجي ها که قهوه هاي سرد ​​و تصفيه شده زيادي مي نوشند ، نگاه مي کند. در عرض چند هفته ، ترکیب محلی که مورد استقبال مشتریان خمر واقع می شود ، زنده می شود ، تولید از 90 به 400 کیلوگرم در هر ماه. “من از یک کباب کوچک برای تهیه قهوه به یکی از بزرگترین گروههای تجاری کشور رفته بودم.” در کامبوج کلودیو قلب ما را ترک کرد. ویچکا ، فرشته کامبوجی ، گفت: “من با دختر رویاهای خود آشنا شدم. ما در سیه ریپ با یک قهوه مشروب خوردیم. “

ویچکا به عنوان یک مدل کار می کرد و به تازگی تجارت خود را با یک شرکت کوچک محصولات طبیعی آغاز کرده بود ، “بنابراین ما یک داستان عشق زیبا و مشارکت کاری را شروع کردیم”. دای خمر نام شرکتی است که توسط ویچا تأسیس شده است – دای به معنای “دست” در زبان خمر ، قومیت تعلق او است – که کلودیو لمس ایتالیایی را لمس می کند.

“من همیشه علاقه مند به طراحی بوده ام ، بنابراین سعی کردم از مهارت های خلاقانه خود برای ارتقاء نام تجاری و آرم شرکت خود بهره بگیرم.” خوشبختی درون است. همه چیز خوب پیش می رود و در 2018 این زوج اولین فروشگاهی را در Siem Reap افتتاح می کنند ، کمی بعد از آن با اولین فروشگاه پر کردن مجدد در Phon Penh که یک تور خوب برای مشتری انجام می شود ، به لطف یک استراتژی اجتماعی با توجه به جزئیات. بنابراین نوبت یک فروشگاه سوم است ، همیشه در سیم درو. “ما در حال تهیه اسناد لازم برای شروع صادرات به سایر کشورها هستیم ، قبلاً نیز از فرانسه ، بلژیک ، ایالات متحده و ایتالیا سفارشاتی داده ایم.”

این داستان کلودیو پیریدا است که در 5 سال گذشته در آسیا اتفاق می افتد

“من تاكنون می توانم این را بگویم: من در اینجا زندگی می كنم ، احساس خیلی دور ندارم. من فکر می کنم داخل است ، شما می توانید هر جا که هستید خوشحال باشید. ” مسیر رشد و تحقق کلودیو طبیعی بود: “من به دنبال حال و هوای و جریان وقایع ، به آرامی رشد کردم. من پول زیادی در دستانم نداشتم ، آرام ماندم ، بدون اینکه تسلیم شوم. من بزرگ شدم و کار کردم و اکنون در یک بخش مشاغل مشترک را دارم که احساس می کنم مال من است. جهانی از نه نفری که جامعه محلی را درگیر خود کرده و محصولات کاملاً پلاستیکی – مانند روغن ، شامپو ، صابون ، کرم – را از کارگاه خود در یک روستا درست در خارج از شهر تولید می کنند.

کلودیو پیریدا ، از نظر اقتصادی احساس رضایت می کند اما غنی نیست

“من یک خانه خوب دارم ، در یک خانه خوب زندگی می کنم. زندگی ارزان است و خرید من سه برابر بیشتر است. من هرگز چنین اوقات خوبی را تجربه نکرده ام ، اما هنوز برنامه هایی دارم. ” من به عنوان یک کباب قهوه می توانم روزها را همانطور که می خواهم برنامه ریزی کنم ، و وقت آزاد خود را برای اختصاص به کارهای دیگر اختصاص دهم. ایتالیایی بودن یک مزیت برای کلودیو است ، “شما یک برچسب مثبت ، طلای طلایی برای غذا & amp؛ نوشیدنی. “

او ، اولین ایتالیایی که قهوه را در کامبوج سرخ می کند ، احساس می کند فضانوردی است که دنیای جدیدی را کشف کرده است. “و بهترین هنوز به دست نیامده! برنامه های دیگری وجود دارد ، مانند ازدواج با زنی که من دوستش دارم. “

مقاله کلودیو پیردا رویای خود را با کباب کردن در کامبوج تاج گذاری می کند به نظر می رسد اولین بار در Comunicaffè .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *